ذبيح الله صفا

169

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و منشاء او اندلس ( اسپانيا ) بود و به همين سبب نحوهء انديشهء وى با ساير صوفيان تفاوت بزرگ داشت . وى رسالات متعدّد دارد كه از ميان آنها دو كتاب « فصوص الحكم » و « الفتوحات المكّية » بىترديد از جملهء كتب بسيار مهم عرفانى است . شيخ محيى الدين در علوم مختلف زمان دست داشت و به اين سبب سخنان عرفانى را با توجيهات و تعبيرات حكمى درآميخت و در حقيقت عرفان و حكمت اشراقى را بهم پيوست و مسألهء وحدت وجود را با قواعد عقلى و اصول علمى و استدلالى توضيح داد . وفات ابن العربى بسال 638 اتّفاق افتاد . آثار ابن العربى بسبب آنكه مباحث اصلى تصوّف را به صورت علمى درآورد ، در حقيقت دنبالهء آثار عين القضاة محسوب شده است . او هم مانند عين القضاة بموضوع وحدت وجود علاقهء تام داشت و نيز مانند آن پيشرو بزرگ خود دچار تكفير گرديد . دشوارى و غموض بحثهاى ابن العربى باعث شد كه بر آثار او شرحهايى نوشته شود خاصه بر فصوص الحكم ، مانند شرح مؤيّد الدين جندى و شرح عبد الرزّاق كاشانى و شرح عبد الرحمن جامى و شرح داود قيصرى . شاگرد معروف ابن العربى صدر الدين محمّد بن اسحق قونيوى ( م 673 ) كار استاد خود را با موفقيّت ادامه داد و با تأليف كتابهايى از قبيل « فكوك » و « مفتاح الغيب » و « نفحات الهيّه » طريقهء جديد را تقرير و توجيه كرد و شاگردش فخر الدين ابراهيم عراقى ( م 688 ) بعد از آشنايى با تعاليم ابن العربى كتاب لمعات را پديد آورد كه اشعّة اللمعات جامى شرحى برآنست . بدين طريق تصوّف كه تا آن روزگار بوجد و حال و ذوق و شعر و عمل آميخته و بسادگى مقرون بود ، شيوهء نظرى يافت و به شكل علمى قابل تعليم درآمد يعنى به « عرفان » كه آن را مىتوان تصوّف توجيهى و فلسفى خواند ، تغيير صورت داد ، و از آن پس در رديف ساير علوم تدريس شد ، و بعبارت ديگر از « حال » تا حدّى به « قال » بازآمد . اين امر يعنى تدوين و تنظيم مبانى تصوّف و عرفان و ذكر و شرح اصطلاحات صوفيان و